آبادان زیبـا و زخمـی من | والری بیهایری



فصلنامهٔ هنری آن‌دِرلاین
 – شمارهٔ ویژهٔ آبادان

شورای فرهنگی بریتانیا

پاییز 1397

آثـار محمدحسـین ماهـر، در حالـی کـه بـر
روایـت زندگـی و فرهنـگ آبـادان اسـتوار
اسـت، بـه مسـائل جهان شـمولی ماننـد
شـاعرانگی روح انسـان نیـز می پـردازد.


پسـر رنگارنـگ آبـادان می گویـد: «دنیـای درونـی و روح انسـان همیشـه دغدغـۀ مـن بـوده اسـت. در نقاشـی هایم، همیشـه بخشـی از مـن را می شـود پیـدا کـرد: افـکار و ادراکاتـم.

هنگامـی کـه می آفرینـم، بـه شـهودات و مکاشـفاتم رجـوع می کنـم و بـه جهـان هسـتی درون نقاشـی هایم گـوش می‌سـپارم.»

به مناسـبت شـمارۀ ویژۀ آبادان، بـا ماهـر دربـارۀ زادگاهـش به عنـوان یکی از منابـع الهـام او حـرف زده ایـم.

والری بیهایری – آن‌دِرلاین
جزییاتی از پله ها (۲۰۱۶)، محمدحسین ماهر.

آندرلایـن: زندگـی حرفـه ای و پربـار
شـما را می شود سلسـله ای از دوره ها و
مضمون هـای مختلف دانسـت. دوسـت
دارم بدانـم دغدغه هـای ایـن روزهـای
شـما در کارتان چیسـت؟

محمدحسـین ماهـر: به تناسبِ درگیری هایـی کـه در هر مقطـع از زندگی ام وجـود داشـته، هـر بـار مجموعـه ای شـکل گرفته اسـت. حالا در آسـتانۀ شصت سـالگی،
دغدغه هایـم فراتـر از خـودم در حرکت انـد.
هجـوم اطلاعات، سـیل مهاجرت هایی که هر
روز شـاهدش هسـتیم، این هـا همـه عواملی
اسـت کـه بیش از پیـش مرا مصمـم می کند
دقیق تـر بـر میـراث و ریشـه های فرهنگـی و
تاریخـی ام متمرکـز شـوم و در یادمان هـای
بازمانده از گذشـته و نسبتشـان بـا هم اکنون
کنجـکاوی کنـم.

موضوعی که در کارهای اخیـرم بـه آن بسـیار پرداختـه ام، مهاجـرت گسـتردۀ انسان هاسـت بـه ناکجاآبـادی
کـه مختصـات روشـنی نـدارد. ایـن مـرا بـه
نقاشـی کردن پرده هایـی وامـی دارد کـه
در فضایـی مرمـوز و بـدون مـکانِ مشـخص
می گذرنـد؛ هماننـد پلکانـی کـه قرار نیسـت
بـه جایـی برسـد. در واقـع، تأکیـدم تنهـا
بر «جابه جایـی» اسـت.

آندرلایـن: شـما زمانـی در آبـادان
بزرگ شـدید که شـهر در اوج شـهرت
و درخششـش بـود. برایمـان از آبادان
دوران کودکی تـان تعریـف کنیـد.

ماهـر: مـن و خانـواده ام در دهـۀ 1340 بـه
تهـران کـوچ کردیم؛ امـا در ایـن جابه جایی،
قسـمتی از وجودم در آبـادان جا ماند. همین
در مـن نیرویـی آفریـد بـرای بازگشـت بـه
گذشـته. آبادان سـال های کودکی ام سرشـار
از خاطـرات شـیرین و فراموش ناشـدنی
اسـت: محله هایـی خوش نقشـه کـه در آن ها
زندگـی می کـردم بـا خیابان هـای سرسـبز
که مـا را مشـتاق بازی کردن می کـرد، کلاف
لوله هـای طولانـی کـه بـه پالایشـگاه منتهی
می شـد و گویـی رگ هایـی بـود که بـه قلب
شـهر متصـل می شـد، سـالن های موسـیقی
و تئاتـر و سـینماهای روبـاز در زیـر آسـمان
شـب و شـعله های درخشان پالایشـگاه در
دوردسـت کـه فضـا را پر از شـگفتی می کرد،
شـیرجه و آب تنی در اسـتخر که التیام بخش
گرمـای سـوزان آفتـاب بـود، نخلسـتان های
زیبـا در پس زمینـۀ شـهر، گاوچران هـا بـا
گاوهایشـان در حاشـیۀ شـط، نان های تیری
نـازک که زنـان عرب روی سـاج می پختند و
بـوی رنگارنـگ ادویـه در بـازار عرب هـا.

سال ها بعد برای عکس دارکردن شناسنامه ام
به آبادان برگشتم. از ایستگاه قطار خارج
شدم و از روی پل به سمت آبادان رفتم. در
میانۀ پل دست هایم را به دو طرف گشودم،
طوری که انگار از یک سو خرمشهر و از سوی
دیگر آبادان من را به سمت خود می کشیدند.
سال ها گذشته بود؛ اما احساسم همچنان
همان بود که دربارۀ آبادانِ کودکی ام داشتم.

آندرلایـن: با وجـود آنکه در دانشـگاه
هنرهـای زیبـای تهـران و بعدهـا در
فرانسـه درس خوانده ایـد، به شـهرتان

بازگشـتید و بـا پشـتکار توانسـتید
بـه سـبک هنـری خاصـی برسـید
کـه تفسـیری بـود از حس وحـال
زندگی کـردن در آبـادان
.

ماهـر: مـن در جنـوب بـزرگ شـده ام.
تخیلـم الهام گرفتـه از تجربیـات و خاطـرات
دوران کودکـی ام اسـت. مدل هایـی کـه در
نقاشـی هایم حضـور دارنـد، بیشـتر برگرفتـه
از مردمـان جنوب انـد. حتـی اشـیا و طبیعت
بی جـان نقاشـی هایم نیـز حال وهـوای
جنـوب دارنـد. در دوران تحصیلـم زیاد سـفر
کـرده ام و ایـن کمکـم کـرده متوجـه خیلـی
چیزهـا دربـارۀ فـرم و ترکیب بنـدی و رنـگ
بشـوم؛ اما همیشـه قصد داشـته ام بـه آبادان
برگـردم و آنچـه را در ذهـن داشـته ام، بـه
تصویـر بکشـم.

زمانـی کـه به جنـوب برگشـتم، آموخته هایم
را بـرای درک بهتـر رابطـۀ انسـان و
اقلیـم و محیـط طبیعـی و معمـاری، در
نقاشـی هایم بـه کار گرفتـم و از آن هـا
مشـق کـردم. تمرکـزم را روی مینیاتورهـا،
بناهـا، دسـت بافته ها و دست سـاخته های
مرتبـط بـا آن منطقـه گذاشـتم. روش
تحقیقـم را بـر ایـن مبنـا بنـا نهـادم کـه
شـکل گیری اش هفـت سـال طـول کشـید.

مهاجرت (۲۰۱۲)، محمدحسین ماهر، نقاشی روی مقوا
68×52 سانتی متر. عکس از هنرمند.

آندرلایـن: اگرچـه جنگ در سـال های
دهـۀ 1360 باعـث ویرانـی شـهر شـد
شـما همچنان مجذوب آبادان هسـتید.

ماهـر: دوران سـربازی ام در جنگ گذشـت.
در آبـادان، خرمشـهر، اهـواز و سوسـنگرد
شـاهد ویرانـی شـهرها و زخمی شـدن آدم‌ها بودم.

در مرخصی هایـم، سـرگردان در محله هـا پرسـه مـی زدم. رد گلوله هـا و خمپاره هایـی کـه دیوارهای شـهر را سـوراخ
کـرده بودنـد و نخل های بی سـر نخلسـتان ها مـرا آشـفته می کـرد. آبـادان زیبـای مـن زخمی شـده بـود و ایـن زخم ها هنـوز التیام نیافته انـد.

هنـوز گهـگاه بـه آبـادان سـفر می کنـم و در
کوچه پس کوچه هایـش پرسـه می زنـم. در
طـول این سـال ها، چهـره و اندام مـن تغییر
کرده اسـت، آبـادان هـم؛ امـا مـا در سـکوت
یکدیگـر را درک می کنیـم.

محمدحسین ماهر

آندرلایـن: هنـر ایرانـی و تاریـخ و
اسـطوره در کارهایتان اهمیت اساسـی دارد.

آیـا فکـر می کنید آن هـا همچنان
در قـرن بیسـت ویکم، شـکل دهندۀ
هویـت فرهنگـی ایرانی هسـتند؟

ماهـر: در کنـار روش های تحلیلـی غربی که
در دانشـکده بـه مـا آمـوزش می دادنـد، هنر
ایرانـی هـم در برنامـۀ تحصیلی مـان جایـگاه
خاصـی داشـت. اما ورای سیسـتم آموزشـی،
بـرای مـن و در کارهایم، مراجعـه به فرهنگ
و هنـر ایـران دوران باسـتان و میانـه، امـری
اجتناب ناپذیـر بـود.

مـردم ایـران همواره به میـراث غنی فرهنگی
و هنـری خودشـان بالیده انـد؛ به طـوری کـه
ردپـای این میـراث حتی در فرهنـگ معاصر
عامـه هـم پیداسـت.

نمونه‌اش فرشی است کـه در اتاقـم پهـن اسـت. به تعریفـی، مـن روی یـک «بـاغ ایرانـی» زندگـی می کنـم،
باغـی که خیالی اسـت از عالمـی دیگر. حتی
صحنـۀ رخداد بسـیاری از شـعرها و قصه ها و
افسـانه هایمان، مثلاً شـاهنامه نیـز در باغی
خیال انگیـز اسـت. در نتیجـه، طبیعتـاً درون
من و هرکدام از ما، این «حضور» وجود دارد.

نقاشـی های مـن هـم در واقـع نوعـی رجعت
بـه همـان اسـطورها و تاریـخ اسـت.

انتخاب رنگ هـا، فرم هـا و فضابندی هایـم اساسـا
برگرفتـه از چیـزی اسـت کـه بـا آن بـزرگ
شـده ام. موضوعـات نقاشـی هایم و طرز کارم
تعـادل، اغـراق و برابـری فضـای مثبـت و
منفـی، همـه و همـه تجسـم چیـزی اسـت
کـه در کودکـی در من تأثیر گذاشـته اسـت.
البتـه در طـول زمـان شـکل آن هـا تغییـر
کـرده و آمیختگـی بیشـتری بـا زبـان بصری
جهـان معاصـر پیـدا کرده انـد.

بدون عنوان [جزئیات] (2015)، محمدحسـین ماهر، فلز و برنز.

آندرلایـن: شـما را بیشـتر نقـاش
می شناسـند؛ امـا مجسـمه های جالبی
هـم می سـازید. ایـن رسـانه چه چیزی
در اختیارتـان قـرار می دهـد کـه دیگر
رسـانه های بصـری نمی دهنـد؟

ماهـر: مجسمه سـازی را دور از نقاشـی و
طراحـی نمی بینـم. آنجـا کـه رنـگ و قلم مو
به تنهایـی تـوان کافـی بـرای بیـان منظـورم
را ندارنـد، بـه سـراغ مجسـمه مـی روم.

مجسمه‌های شیشه فلزیِ من از دلِ شور و شـفافیت درونـی ام خلـق شـده اند. در مجموعـه ای کـه بـر روی موضـوع مهاجـرت متمرکـز بـودم، مجسـمه ابـزار بیانـم شـد.

همیشـه بـه سـراغ مجسمه سـازی مـی روم؛
چـون این رسـانه برایم نیرویـی معنوی دارد.
به گمـان مـن، در هنـر، نـوعِ رسـانه اهمیت
چندانـی نـدارد؛ نحـوۀ برخـورد بـا آن اسـت
کـه اهمیـت پیـدا می کنـد. در فراینـد خلـق
اثـر هنـری، بسـیاری از زمینه هـا و قابلیت ها
بایـد هم سـو باشـند تـا اثـر هنـری متولـد
شـود. بـرای مـن، ایـن فراینـد همـان قـدر
ارزشـمند اسـت کـه خـود اثر.

جنوب (2015)، محمدحسین ماهر، آکریلیک بر روی بوم.

آندرلایـن: بسـیاری از مورخـان هنری
غربـی اظهـار می کننـد کـه نقاشـی
مـرده اسـت. در ایـن روزگار، رابطـۀ
خـود را بـا نقاشـی چگونـه می بینید؟

ماهـر: پـس از چهـل سـال نقاشـی کردن
نمی توانـم هسـتی ام را از کارم تفکیـک
کنـم. حـالا دیگـر ریسـمان مـن بـه دسـت
نقاشـی اسـت. نقاشـی اسـت که مرا بـا خود
می بـرد. شـاید اغراق نکرده باشـم اگـر بگویم
مهم تریـن انگیـزه ام بـرای زندگی کـردن،
نقاشـی اسـت.

دربـارۀ مرگ نقاشـی، به عقیدۀ مـن هیچ چیز
در جهـان بـه اتمـام نمی رسـد. در هنـر
هـم همیـن گونـه اسـت و بی نهایـت امـکان
وجـود دارد.

هنر یک گردونهٔ دائماً در حال چرخـش اسـت کـه در زمـان تغییـر می کند و بـه آن افـزوده می شـود.

ایـران سـرزمینی اسـت کهـن بـا قوم هـا
و زبان هـا و فرهنگ هـای گوناگـون. ایـن
یـک ظرفیـت اسـت. هـر قـوم اعتقـادات
و سـنت های مختـص خـود را دارد؛ امـا
همگـی در نهایـت، تاریـخ و جغرافیا و میراث
فرهنگـی مشـترکی دارند. قطعاً کشـوری که
تمدنـی چنیـن غنـی و دیرینـه دارد، توانایی
از نـو سـاختن خـود را دارد. تاریـخ هنـر این
سـخن را تصدیـق می کنـد.

1 thought on “آبادان زیبـا و زخمـی من | والری بیهایری

  1. شاد شدم از خواندن گفتگو ی جالب با حسین ماهر هم دانشکده ای و دوست هنرمندم.

    Like

Leave a Reply to میترا شاهمرادی نقاش و شاعرآبادانی ساکن شهر وین - اتریش Cancel reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

%d bloggers like this:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close