آبادان‌نامه؛ گزیده‌ای از دائرةالمعارف آبادانیکا | راسموس کریستین الینگ


فصلنامهٔ هنری آن‌دِرلاین – شمارهٔ ویژهٔ آبادان

شورای فرهنگی بریتانیا

مترجم: احمدرضا حکیمی‌نژاد

پاییز 1397

روستای شطیط از توابع آبادان، 1354

درک داستان آبادان مدرن، بدون
پرداختن به نقش صنعت نفت و
گرایش های بین المللی در تعریف
و شکل دهی زندگی اجتماعی و
،فرهنگی و اقتصادی این شهر
ممکن نخواهد بود. نمایۀ پیشِ رو
برخی ویژگی های کلیدی آبادان
در گذشته و حال را روایت می کند

الف

نمایی از شهر آبادان و اروندرود در دهه 1350

اروندرود: این رود به «شط‌العرب» نیز معروف
،است. اروندرود با حدود دویست کیلومتر طول
از هم ریزِش رودهای دجله و فرات پدید آمده
است و بخشی از مرزهای ایران و عراق را در
مجاورت آبادان شکل می دهد.

یک دستفروش بختیاری در آبادان، دهه 1300


اعتصاب 1308: یکی از نمونه های متقدم
کنشگری صنعتی در ایران است. کارگران
پالایشگاه آبادان در تظاهرات و اعتصاب
،بزرگ ۱۳۰۸ خواستار دستمزد بیشتر
ساعات کار کمتر و زندگی بهتر شدند. اگرچه
شرکت نفت به برخی از این خواسته ها تا
حدی پاسخ داد، هم زمان از این فرصت برای
سرکوب تمام عیار برنامه ریزان این جنبش نیز
استفاده کرد. در جریان این اعتصابات بود که
زمزمۀ ملی شدن صنعت نفت برای نخستین
بار در ایران به گوش رسید.

ب

یک خیابان در منطقهٔ «بریم» آبادان در دهه 1330
عکس از پال شرودر

بِرِیم: در اصل نام قریه ای است که بعدها در
سال های ۱۲۸۸ تا ۱۲۹۸ در آبادان مدرن
ممزوج شد و رفته رفته به حومه ای تبدیل
شد که ساکنان آن را اغلب سفیدپوست ها
و اروپایی ها یا به اصطلاح همان «سینیور
استاف»ها (کارمندان ارشد) شرکت نفت
تشکیل می دادند. در حالی که محلۀ بومی ها
،مملو از زاغه های پرازدحام و کثیف بود
بریم با ویلاها و خانه های ردیفی اش، با تمام
امکانات مدرن خودنمایی می کرد.

برزیل: برای آبادانی ها، نوعی رابطه بین
شهر و فرهنگ آبادان با برزیل وجود
دارد. معروف است که می گویند: «آبادان
برزیلته!» رنگ لباس تیم فوتبال صنعت
نفت آبادان با رنگ پرچم ملی برزیل هم سان
است. نمی توان قاطعانه گفت که ارتباط
آبادان و برزیل در اذهان عمومی ناشی از
این مشابهت است یا ناشی از چیز دیگر.

پ

یک فروشندهٔ سیار پاکورا و سمبوسه در آبادان
عکس از فوتووبلاگ آبادان

پاکورا: یکی از انواع غذاهای هندی است که
نقش مهمی در تغذیۀ آبادانی ها بازی می کند
و فرهنگ خوراکی این شهر را در ایران
متمایز می سازد.

پرشین هتل (هتل پارسیان): محل یکی از کلوب های شبانۀ معروف ایران است که نمایش های کاباره‌اش در دهه‌های 1340 و 1350 زبانزد خاص و عام بود. در جریان جنگ ایران و عراق، این هتل به مقر فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبدیل شد و بعدها حدود سال 1372 مجدداً به عنوان هتل، بازسازی شد و توسعه یافت.

کشتی‌های جنگی ایران در اروند‌رود پیش از تجاوز نظامی بریتانیا و شوروی به ایران در 1320

پلنگ: نام کشتی جنگی نیروی دریایی ایران
است که در جریان حملۀ غافل گیرانۀ نیروی
۱۳۲۰دریایی سلطنتی بریتانیا در شهریور
در اسکله‌ای در آبادان غرق شد. از آنجا که
در زمان جنگ جهانی دوم، رضاشاه پهلوی
با وجود اعلام بی طرفی، طرف‌دار آلمان ها
به شمار می رفت، ایران به اشغال نیروهای
بریتانیایی و کشورهای مشترک المنافع و
شوروی درآمد. با مطرح شدن ایران به عنوان
کانال مهم انتقال تجهیزات برای نیروهای
متفقین در جبهۀ شرقی، آبادان و خرمشهر
به نقاط ورودی کلیدی و استراتژیک تبدیل
شدند.

محافظت[نیروهای اشغالگر] از پالایشگاه آبادان در جنگ جهانی دوم

ت

تانک فارم پالایشگاه آبادان در دهه 1350

تانک فارم: به ترمینال یا تأسیسات صنعتی برای ذخیره سازی نفت اطلاق می شود. تانک فارم آبادان که با سازه های مدورش ازمؤلفه های شاخص صنعتی این شهر است، درطول جنگ ایران و عراق هدف بمباران های متعددی قرار گرفت. بناست شهرداری آبادان،منطقۀ تانک فارم را طی طرح توسعۀ شهری به محله ای مسکونی به نام «اوپاتان» تبدیل کند. [اوپاتان از نام های تاریخی آبادان است]در اطراف تانک فارم، یک گورستان تاریخی متعلق به جامعۀ ارامنۀ آبادان واقع شده است.

بازار ته‌لنجی آبادان در ایام نوروز

.ته‌لنجی ها: نام معروف ترین بازار آبادان است
این عنوان برگرفته از واژۀ «لنج» است. این
قایق های سنتی دست ساز، در خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند دیده می شوند «ته لنجی» به کالایی می گویند که ملوانان بدون پرداخت مالیات، مجاز به واردات آن
به ایران هستند. بازار پرهیاهوی ته لنجی ها
را به صدها دکۀ لباس، لوازم آرایشی، عطر،
لوازم خانگی و همین طور به دست فروش‌های
هوچی و آوازه خوانش می شناسند.

اخیراً دولت سعی کرده از طریق مشوق های مرتبط
با «منطقۀ آزاد اروند»، به رونق کسب وکار در
این بازار کمک کند.

ج

جزیره عبادان در دورهٔ قاجاریه

جزیرۀ عَبّادان: پیش از سال های 1280
جزیرۀ عَبّادان که بعدها آبادان نامیده شد،
از تعدادی دهات کوچک تشکیل می شد. این
منطقه بر ماهیگیری و کاشت خرما و تجارت
خُرد با بصره و دیگر بنادر خلیج فارس تمرکز
داشت. بصره در همسایگی این جزیره، در آن
زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود و امروزه
در خاک عراق واقع شده است. اغلب ساکنان
جزیره، ایرانیان عرب زبان از قبیلۀ بنوکَعب
بودند که در کنار جمعیت های کوچکتری
از فارسی زبانان زندگی می کردند.

دانشکده نفت آبادان

د

دانشگاه صنعت نفت: در سال 1318 تحت
عنوان «آموزشگاه فنی نفت» تأسیس شد.
این آموزشگاه دانشجویان را برای کار در
پالایشگاه نفت آبادان تربیت می کرد. با توسعۀ
آموزشگاه، نام آن در سال 1335 به «دانشکدۀ
فنی آبادان» تغییر کرد و شش سال بعد از آن
در سال 1341 با ارائۀ رشته های تحصیلی
مهندسی، اقتصاد، مدیریت و حسابداری
و… در مقطع کارشناسی، به «دانشکدۀ
نفت آبادان» تغییر نام داد. پس از جنگ
ایران و عراق، «دانشگاه صنعت نفت» [در
سال 1368] تأسیس شد و در سال 1370
شعبۀ آبادان این دانشگاه در ساختمان اصلی
آموزشگاه فنی نفت گشایش یافت. طراح این
مجموعۀ مثال زدنی و نیز شهرک «بوارده»
در پیرامونش، معمار و شهرساز اسکاتلندی
جمیز مالیسون ویلسون، بود. ویلسون این
طرح را با الهام از شیوۀ شهرسازی استعماری
دهلی نو و همچنین «گاردن سابِرب» در
محلۀ همپستد در شمال لندن کشید. برج
ساعت نمادین آموزشگاه فنی نفت را گاه محلی‌ها
«بیگ بِن» می خوانند.

دبیرستان رازی در دهه 1330

دبیرستان رازی: در ۱۳۱۶ در محلۀ سیک لِین
آبادان تأسیس شد. این مدرسۀ معتبر و
مشهور از دهۀ ۱۳۲۰ به بعد مرکز کنشگری
سیاسی در میان جوانان آبادانی بود. از میان
دانش آموختگان بنام این مدرسه می توان از
فیلم سازان برجسته ای چون امیر نادری و ناصر
تقوایی و ادبایی چون نجف دریابندری و صفدر
تقی زاده و البته بسیاری دیگر از شخصیت های
مهم سیاسی و فرهنگی و علمی ایران نام برد.

دیزی گیلسپی در کنار پرنسس شمس پهلوی و مهرداد پهلبُد در آبادان

عکس از آرشیو ملی ایالات متحده

دیزی گیلِسپی: نوازندهٔ ترومپت و آهنگساز و خوانندهٔ آمریکایی(1917 تا 1993) است. در جریان تور خاورمیانه در سال 1335 گیلسپی در چند کنسرت در آبادان بر روی صحنه رفت. یکی از این اجراها در سینمای مشهور تاج با حضور شاهزاده شمس پهلوی، خواهر بزرگ تر محمدرضا پهلوی پادشاه ایران، برگزار شد. این تور را دولت ایالات متحده تدارک دیده بود و در واقع بخشی از هدفش، بازسازی چهرۀ آمریکا بعد از کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق بود.

ذ

بنای یادبود شهید دریاقلی سورانی در کوی ذوالفقاری آبادان

ذوالفقاری: دشتی در شرق آبادان و صحنۀ
یکی از اولین درگیری های جنگ ایران و عراق
در 1359 است. در جریان این درگیری که
امروزه از آن با عنوان «حماسۀ ذوالفقاریه»
یاد می شود، نیروی های شبه نظامی محلی
داوطلبانه به جنگ دشمنی رفتند که محاصره
و حمله به آبادان را در سر می پروراند. این
نبرد حداقل چهارصد کشته و صدها زخمی
در پی داشت.

ر

چند اتومبیل بیرون از باشگاه نفت آبادان


رام سِید
: در گویش آبادانی، رانندگی غیرقانونی [و خلاف جهت] را گویند. برگرفته از عبارت wrong side انگلیسی است.

یک نماد از عینک ری‌بن در آبادان امروز

رِی بَــن: عینکـی کـه در دهـۀ 1310
بـرای خلبانـان نیـروی هوایـی آمریـکا
طراحـی و سـاخته شـد.

در سـال 1315 مـدل Ray-Ban Aviator به بازار آمد و به سـرعت بـه یـک آیتـم مـد معـروف و
پرطـرف دار تبدیـل شـد. عینـک آفتابـی
ری بـن احتمـالاً در دهـۀ ۱۳۲۰ بـه آبـادان
رسـیده اسـت. ایـن عینـک، هـم به لحـاظ
کارکـردی [در مقابـل آفتـاب سـهمگین
آبـادان] و هـم از نظـر ظاهـر آمریکایـی‌اش
پاسـخ گوی نیازهـا و مدهـای محلـی بـود.
در دهـۀ 1350 بـا فراگیرشـدن آن، ری بـن
در گفتمـان عـوام بـه نوعـی علامـت تجاری
بـرای آبادانی هـا تبدیـل شـد. هنـوز هـم
جوک هـای بسـیاری در وصـف شـیفتگی
مفـرط آبادانی هـا بـه عینک آفتابـی به ویـژه
ری بـن وجود دارد. بیراه نیسـت اگـر بگوییم
ری بـن به مثابـۀ پاسـپورت آبادانـی اسـت و
به نوعـی، هویـت آبادانـی را شـکل می دهـد.

عکس یادگاری جرج یونانی(نشسته در مرکز تصویر) با دوستانش در
آتلیه خود در آبادان

عکس از موزه اسناد صنعت نفت ایران

ژ

ژرژ یونانی: یورگوس که نام خانوادگی‌اش بر کسی معلوم نیست اولین عکاس آبادان بود.فارسی را روان صحبت می کرد و در کارش بسیار حرفه ای بود. او مغازۀ «ژرژ یونانی» را در دهه های 1320 تا 1350 در آبادان اداره می کرد. مشتری هایش اغلب شرکت نفت و آبادانی های طبقۀ متوسط بودند.

او مراسم و جشن ها و عروسی های شهر را ثبت و ضبط می کرد و در روزهای جشن کریسمس، در آبادان خود را به شکل بابانوئل درمی آورد. ساختمان نمادین آتلیۀ وی در میدان «سان شاین» (طوطیای فعلی) در سال ۱۳۹۶ به همت فعالان محلی، سایتی واجد ارزش تاریخی شناخته شد و از تخریب جان سالم به در برد.

س

سینما رکس آبادان

سینما رکس: از بزرگ ترین سینماهای ایران در دهۀ 1350 بود. در شبانگاه 28 مرداد 1357 حین نمایش فیلم گوزن‌ها، افرادی ناشناس سینما رکس را به آتش کشیدند. حداقل چهارصد نفر زنده در آتش سوختند. این واقعه را بغرنج ترین حادثۀ تروریستی تا پیش از حملۀ تروریستی 11سپتامبر 2001 به برج های دوقلو در ایالات متحده برشمرده اند. مقامات دولتی «شورشیان اسلام گرا» را متهم کردند؛ اما افکار عمومی ایران در آن زمان، عوامل حکومت را عامل این جنایت دانستند. آتش آبادان، به مثابۀ نقطۀ عطف تاریخی، نقش مؤثری در تسریع جنبشی داشت که حدود شش ماه بعد دودمان پهلوی را سرنگون و راه را برای بازگشت آیت الله خمینی هموار کرد.

پالایشگاه نفت آبادان

ف

فِیدوس: اصطلاحی عامیانه در گویش
آبادانی که به شیپور یا سوت غول پیکر
پالایشگاه آبادان اطلاق می شد. صدای این
شیپور در آغاز و پایان وقت کاری در شهر
طنین می انداخت. ریشۀ این کلمه ممکن است
اصطلاح انگلیسی fagottist باشد.
فگوتیست در واقع نوازندۀ سازِ بادی چوبی را
می گویند که معمولاً با نام «باسون» شناخته
می شود (3)

بازی بچه‌ها در حاشیهٔ اروند رود
مراسم عروسی روستایی در حاشیهٔ اروند رود

ق

قلیه ماهی در کنار چند غذای جنوبی دیگر در رستوران پاکستانی آبادان

قلیه ماهی: نوعی خورش ماهی با طعمی
ترش و تند و پر از ادویه است که با برنج
سرو می شود و آن را به اَشکال متنوعی در
سرتاسر خلیج فارس طبخ می کنند. همچنین
نوع دیگری از قلیه وجود دارد که در آن
به جای ماهی، از میگو استفاده می کنند:
قلیه میگو. با توجه به موقعیت آبادان نسبت به
خلیج فارس و هم جواری اش با رودخانه های
اروندرود و بهمنشیر، خوراک های دریایی
نقش بسیار مهمی در فرهنگ غذایی این
شهر ایفا می کنند.

ک

دختر آبادانی در محلهٔ کفیشه
کافه‌ای در تهران با نام کفیشه

کُفِیشه: یکی از محله های کارگری آبادان
است. بومی ها اصرار دارند که این نام برگرفته
از واژۀ انگلیسی Coffee Shop است و
ارجاعی است به کافه های این ناحیه از شهر؛
اما کفیشه در واقع نامی محلی و قدیمی
است. این که چندین روستای دیگر در این
منطقه به همین نام خوانده می شوند، گواهی
بر این مدعاست. امروزه نام رسمی این محله
«گلستان» است.

شهروندان انگلیسی در حال ترک آبادان پس از ملی شدن صنعت نفت در ایران، 1330

کُلنِل بوگی: نام مارشی نظامی متعلق به
ارتش بریتانیاست که در سال 1293 ساخته
شد. معروف است این مارش در آخرین
کشتی ای نواخته شد که باقی ماندۀ نیروهای
بریتانیایی را در بحبوحۀ بحران بین المللی1330
پیرو تصمیم ایران برای ملی شدن صنعت نفت، از آبادان خارج می کرد. (2)

نمایی از شهر آبادان، اندکی پس از خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس(آنگلو پرشیا سابق) 1330

کمپانی نفت انگلیس و پرشیا: این
کمپانی در سال ۱۲۸۸ با خروش نفت در
مسجدسلیمان در حدود ۲۶۰کیلومتری
شمال آبادان تأسیس شد. این شرکت
پیش تر تحت امتیازنامه‌ای فعالیت می کرد
که دولت ایران در سال ۱۲۸۰ به میلیونر
انگلیسی، ویلیام ناکس دارسی، اعطا کرد [و
به امتیازنامۀ دارسی مشهور شد]. او کمپانی
نفت انگلیس و پرشیا را بعد از سال ۱۲۸۷ در
استان خوزستان پایه ریخت که توسعه های
گستردۀ لجستیکی و زیربنایی و شهری را
به همراه داشت. در سال 1314 طی توافقی
با دولت ایران، نام آن به «شرکت نفت ایران
و انگلیس» تغییر یافت. با ملی شدن صنعت
نفت در سال ۱۳۲۹ این شرکت ایران را ترک
کرد و «شرکت ملی نفت ایران» دارایی های
مصادره شده را به تملک خود درآورد. در
سال ۱۳۳۳ شرکت نفت ایران و انگلیس در
شرکت «بریتیش پترولیوم» ادغام شد.

ل

مراسم معارفه کارکنان ارشد هندی شرکت نفت در آبادان، 1303

لِین هندی ها: محله ای در آبادان است که
به «لِینِ سیک ها» یا «سیک لِین» نیز مشهور
بوده است. [لِین برگرفته از واژۀ انگلیسی lane
به معنی کوچه و کوی و راه است که در گویش آبادانی، بومی شده است.] این محله یکی از اردوگاه های کارگران مهاجر هندی بود که برای شرکت نفت کار می کردند.(4)

جمعیت هندی های آبادان از 158 نفر در
سال 1288 به 4890 نفر در 1303 افزایش
یافت. در جریان اعتصابات 1301 و 1303
هزاران کارگر سیک برکنار و از آبادان اخراج
شدند. با این حال، در اواخه دهۀ 1300 محلۀ
هندی ها طعم توسعه را چشید و مجموعه‌ای
از خانه های نوساز جانشین خوابگاه های
کارگری شد. در دهۀ 1320 هندی‌های ارشد
در محلۀ «بوارده» اسکان داده شدند. متعاقب
آن با ملی شدن صنعت نفت در سال 1330
بسیاری از هندی ها به هند و پاکستان
بازگردانده شدند. با وجود این، صدها نفر
از آن ها تا انقلاب 1357 همچنان در آبادان
زندگی می کردند.

م

موزهٔ آبادان
یک نسخه از نشریهٔ «آبادان تودی» 1337

محمدعلی مکنزی: یک نظافتچی در واحد
رآکتور شیمیایی (کاتالیست کراکر) پالایشگاه
آبادان بود. او به نشریۀ آبادان امروز مورخ 16
مهر1337 گفته بود که در سال 1290
به پالایشگاه آبادان پیوسته و برای نُه ساعت
کار روزانه چهار اناس (واحد پول هندوستان
در گذشته) معادل یک ریال دریافت می کرده
است.

مسجد رنگونی ها: مسجد برمه ای ها یا
رنگونی ها را حدود سال ۱۲۹۹ مهاجران
هندی پایه گذاری کردند. اینان پیش تر
در صنعت نفت برمه (میانمار کنونی) کار
می کردند. در حالی که سازۀ این ساختمان
از فلزات قراضه و دورریز لوله های نفت بهره
می گیرد، نمای خارجی مسجد نمونه ای اعلا
از معماری اسلامی هند را به رخ می کشد.
پوسته های خارجی و داخلی مسجد با
گچ بری های زیبا و پرنقش و نگار گل و بوته
تزیین شده است. در سال ۱۳۷۸ سازمان
میراث فرهنگی، مسجد رنگونی ها را در
فهرست آثار ملی ایران ثبت کرد.

میدان الفی: این میدان نامش را از خانوادۀ
عراقی یهودی «الفی»، صاحب فروشگاهی
مجهز و محبوب به همین نام در این میدان، وام گرفته است. در روزگار رونق و شکوفایی شهر نفت، فروشگاه الفی کالاهای متنوع وارداتی و کتب و جراید بین‌المللی را عرضه می‌کرد. میدان الفی همچنین کافهٔ مشهور «میلک بار» را در خود جای داده بود. این کافه آیس‌کافه و میلک‌شیک سرو میکرد و جوک‌باکس (جعبهٔ موسیقی) معروفش، مشتری‌ها را به گوش سپردن به موزیک‌های عامه‌پسند بین‌المللی فرا‌میخواند. امروزه خانوادهٔ الفی در ایالات متحده تجارت موفقی دارند و نام این میدان به فرهنگ تغییر یافته است.

ن

نخلستانی در آبادان


نخل: جزیرۀ آبادان مأمن بزرگ ترین
نخلستان های ایران بوده است. گونه های
معمول عبارت اند از خارَک (میوۀ نارس
خرما)، رُطب (خرمای رسیده) و دیری
(خرمای خشک شده). کشت خرما در آبادان
در قرن بیستم با چالش های متعددی روبه رو
شد؛ از جمله پاک سازی زمین برای تأسیس
صنعت نفت، بمباران های بی شمار در جریان
جنگ ایران و عراق (1359 تا 1367) و
بی توجهی های متعاقب آن، افزایش شوری
خاک و آلودگی های صنعتی. با این حال خرما
و درخت نخل نقش مهمی در فرهنگ عامۀ
آبادان بازی می کند.

یکی از استخرهای مختلط شرکت نفت آبادان

نوستالژی: محققان بر این باورند که نوعی
حس دریغ دربارۀ گذشتۀ آبادان وجود دارد
این حس آبادانی ها را با هر سن وسال و در
هر جای جهان به هم پیوند می زند؛ چه آنان
که از این شهر رخت بربسته اند و چه آنان که امروز آنجا زندگی میکنند. (5)

این حس نوستالژیک در مکالمات روزمره، شرح وقایع،
خاطرات و آثار تاریخ نگاران آماتور و به ویژه
در رسانه های اجتماعی به چشم می خورد.
آبادانی ها در شبکه های اجتماعی تصاویر و
خاطرات و اطلاعات مربوط به دوران قبل از
انقلاب 1357 را گردآوری و تبادل می کنند.

آبادانی های نوستالژیک، تاریخ همزیستی
صلح آمیز اقوام و ملیت ها و مذاهب متعدد شهر
را به یاد می آورند و نوعی حس جهان وطنی و
پیشرفت در یک جامعۀ شهری مدرن به آنان
دست می دهد. آنان نظم و دیسیپلینی را به
یاد می آورند که شالودۀ زیرساخت ها و خدمات
و حمل ونقل عمومی است. همین طور اتصال
آبادان به جهان از طریق خطوط هواپیمایی
اکران فیلم های خارجی، فروش نشریات
بین المللی و… برایشان تداعی می شود. این
حس نوستالژیک تمایل چندانی به یادآوری
وجوه کمتر خوشایند گذشته از خود نشان
نمی دهد. در هر صورت به نظر می رسد این
یک فاکتور احساسی و جمعی قوی است که
آبادانی ها را ورای مرزها به هم پیوند می زند.

و

کاریکاتوری از وینستون چرچیل در روزنامهٔ باختر امروز، آذرماه 1330

وینستون چرچیل: چرچیل به عنوان لابیگر
کلیدی کمپانی نفت انگلیس و پرشیا، در
تبدیل دولت بریتانیا به یک سهام دار عمده
در آستانۀ جنگ جهانی اول بسیار مؤثر بود.
زمانی که نیروی دریایی بریتانیا تحت فرمان
چرچیل، سوخت ناوها را از زغال سنگ به نفت
تغییر داد، ارزش این کالا در اقتصاد جهانی
به شدت افزایش یافت. این به نوبۀ خود، آبادان
را به عنوان سرمایه ای راهبردی در سیاست
بریتانیا مطرح می کرد.


  1. Mark Crinson, ‘Abadan: Planning and Architecture under the Anglo-Iranian Oil Company,’ Planning Perspectives 12, 1997, pp. 59-341; Kaveh Ehsani, ‘Social Engineering and the Contradictions of Modernization in Khuzestan’s Company Towns: A Look at Abadan and Masjed-Soleyman,’ International Review of Social History 48, 2003, pp. 99-361.
  2. Daniel Yergin, The Prize: The Epic Quest for Oil, Money, and Power, NY: Simon & Shuster, 1997.
  3. احمد کعبی فلاحیه، واژگان انگلیسی در گویش
    .۱۳۹۳ ،مردم آبادان، تهران: اندیشۀ فردا
  4. Rasmus Christian Elling, ‘On Lines and Fences: Labour, Community and Violence in an Oil City’ in U Freitag, N Fuccaro, C Ghrawi and N Lafi (eds): Urban Violence in the Middle East: Changing Cityscapes in the Transition from Empire to Nation-State, NY: Berghahn, 2015; Touraj Atabaki, ‘Far from Home, But at Home: Indian Migrant Workers in the Iranian Oil Industry’, Studies in History, Vol. 31, No. 1, 2015, pp. 85-114.
  5. Rasmus Christian Elling, ‘Abadan: Oil City Dreams and the Nostalgia for Past Futures in Iran’, Parts 1-3, Abadan: Retold (www.abadan.wiki), 2016; Shireen Walton, ‘Abadan’s Digital Afterlife: Past Images and Present Pasts in Abadani Virtual Communities’, Abadan: Retold, 2016.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

%d bloggers like this:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close